بلاگفا یک ابزار قدرتمند برای ساخت و مدیریت وبلاگ است. بلاگفا به شما کمک می‌کند تا با سرعت و سهولت اطلاعات، خاطرات، مطالب و مقالات خود را در اینترنت منتشر کنید.

وبلاگهای بروز شده

...فرسوده شدم. برای فراموش کردنت عجب تاوان سختی می‌دهم من. شیرهٔ جانم را می‌کشی و مرا می‌کُشی. دوست داشتنت ارزانیِ خودت؛ برو، از روح و جسم و جانم برو...
از این عنوان، محتوا را نمی شود فهمیدسرده ، صدای شرشر بارون میاد و دزدگیر یک ماشین داره جیغ جیغ می کنه، من پتو رو تا گردنم کشیدم... فیلم dettachment رو تازه دیدم و نمی خوام از فضای این فیلم بیرون بیام. دقیقا تو روزایی که خیلی پریشونم. دیدن این فیلم مثل همدردی با غم
حَساسم...خیلی حَساسم... خیلی روی رفتار‌های کوچیک آدم‌ها دقت می‌کنم.‌‌‌.. حِس‌هام خیلی قویه زود می‌فهمم داستان از چه قراره... حافظه ام به شکل عجیبی همه چی رو به یاد داره... جزئیات رو خیلی خوب می‌بینم ‌‌ زودرنجم و وقتی ناراحت می‌شم قلبم به
تُ معجزه‌‌ی زیبای خدااااااااچقدر دنیا کوچیکه هر کاری هم که بکنی بعضی از خاطرات رو توی صندوقچه قلبت مخفی کنی بازم نمیشه یه روز دقیقا وسط همه‌ی اون تلاشی که داری می‌کنی برای نگهداری خاطرات قشنگت توی صندوقچه قلبت برای اندکی رسیدن به یه آرامش سطحی و گذران یه
فیلرده روز فیلر زدم،زیر چشمم به جوری شده،البته یکی از چشماهن،خدا کنه خوب بشه
تمامِ من، نبودنِ توبرای تو که شاید هنوز گاهی از این حوالی می‌گذری... نمی‌دانم هنوز گاهی به این آدرس سر می‌زنی یا نه... نمی‌دانم اگر روزی این نوشته را بخوانی، مکث می‌کنی یا بی‌تفاوت از کنارش می‌گذری. فقط خواستم بدانی... من هنوز همان آدمم؛ با همان
لیست پنج نفره ۲من باید باز برمی گشتم و اون دری که باز بود رو میبستم، اینجا از جفری یانگ تله ذهنی و نامه ای به آن روز خود استفاده کردم و سریع برگشتم سر داستان پر هیجان خودم: لیست پنج نفره( با کمی تغییرات؛) اوایل کمی معذب بودم و نمی‌دونستم که کارم
همه چی از تو آغاز می شودبی آنکه بدانم همه ی این سالها تمام یادداشتهای گلاب را برای تو در ساعت صفر نوشتم حالا با خواندن این شعر فهمیدم همه چی از تو آغاز می شود پ. ن: کاش شاعر این شعر من بودم ساعتها که صفر می شوند همه چی ازنو آغاز می شود و شاید با یک نقطه
جهش بزرگ- گزاش هفتگیجمعا هجده ساعت و چهل و پنج دقیقه در طول هفته‌ای که گذشت! خوب نیست. راضی نیستم. البته زبان رو حساب نکردم. ولی باز کمه. فردا اگه شد پنج ساعت می‌خونم. وقتی برای کنکور می‌خوندم، روزایی که ساعت مطالعه‌م بالا می‌رفت، مامانم شاد می‌شد و